آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٧ - در اصناف سگ
الحرمين و ماوردى و نووى و مسلم كشتن آنها را روا ندانستهاند و گفته شده فرمان كشتن آنها نسخ شده.
و رافعى در شرح كراهت گفته و روضه از او پيروى كرده و افزوده كراهت نگهدارى آنها تنزيهى است نه تحريمى، و شافعى گفته هر سگ بىسودى را يافتى بكش هر جا باشد و اينست راجح در مهمات.
٩- در علل: بسندى از وهب بن منبه يمانى كه چون نوح سوار كشتى شد خدا عز و جل همه جانوران و پرندهها و وحوش آن را رام كرد و بهم زيانى نزدند و گوسفند خود را بگرگ ميماليد و گاو به شير و گنجشك روى مار مىافتاد و چيزى بديگرى زيان نميزد و او را نگران نميكرد و دلتنگى و خشم و بدگوئى و لعنى نداشتند و هر كدام بخود مىانديشيدند و خدا نيش هر نيشدارى بر گرفت و در كشتى چنين بودند تا بدر آمدند و موش و عذره در آن بسيار شد.
خدا عز و جل بنوح وحى كرد تا دست به شير كشيد و چون دست بدو كشيد عطسه زد و از بينى او دو گربه نر و ماده افتادند و موشها كم شدند و دست بچهره فيل كشيد و او عطسه زد و از دو سوراخ بينى او دو خوك نر و ماده افتادند و عذره كم شد- ٢: ١٨١ علل الشرائع- ١٠- در علل- ٢: ١٨٣- بسندى تا امير المؤمنين ٧ كه پرسيدند از پيغمبر ٦ كه خدا عز و جل سگ را از چه آفريده؟ فرمود: از آب دهن ابليس گفتند: چگونه يا رسول اللَّه؟ فرمود: چون خدا عز و جل آدم و حوّا را بزمين فرو آورد چون دو جوجه لرزان بودند، و ابليس ملعون بدرندهها كه پيش از آدم در زمين بودند گفت: دو پرنده از آسمان بزمين آمدند كه بزرگتر از آنها را كس نديده بيائيد و آنها را بخوريد و درندهها بهمراهش آمدند و وى آنها را ترغيب ميكرد و ميدويد و ميگفت راه نزديك است و از شتاب در گفتارش آب دهن او در آمد، و خدا عز و جل از آن دو سگ نر و ماده آفريد و گرد آدم و حواء را گرفتند سگ ماده در جدّه بود و نرش در هند و نگذاشتند درندهها