آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٨ - در اصناف سگ
بدانها نزديك شوند و از آن روز سگ و درنده با هم دشمن شدند ١١- و از همان ٢: ٢٧٠: بسندى تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله و سلم كه چون بنك سگ و عرعر خر شنيديد بخدا پناه بريد از شيطان رجيم كه آنها بينند شما نبينيد، انجام دهيد آنچه فرمان گيريد- الخبر- ١٢- در قصص است: بسندى از امام ششم ٧ كه قوم نوح بوى شكايت كردند از موش و خدا تعالى يوز را فرمان داد تا عطسه زد و گربه را انداخت و موش را خورد و بدو شكايت كردند از عذره و خدا تعالى فيل را فرمود: كه عطسه زد و خوك را انداخت.
١٣- در ثواب الاعمال است: بسندش از امام ششم ٧ كه زنى براى گربهاى عذاب شد كه آن را بست تا از تشنگى مرد.
١٤- در نوادر راوندى- ٣٨: بسندى تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله و سلم كه ديدم در دوزخ آنكه عباء را از غنيمت دزديده بود و آنكه با سر عصايش كالاى حاج را ميربود و ديدم در دوزخ آن گربه دار را كه گربه در رفت و آمدش او را دندان ميگرفت، چون آن گربه را بست و باو خوراك نداد و او را رها نكرد تا از خاك زمين ميخورد و در بهشت در آمدم و ديدم آنكه سگى را سيراب كرده بود.
تبيان: در نهايه گفته: محجن عصاى سر كج است و بدين معنا است حديث كه گويد كان يسرق الحاج بمحجنه.
و من گويم: سگ دار اشاره است بحديث مسلم كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم فرمود:
در اين ميان كه زنى در بيابانى راه ميرفت سخت تشنه شد و بچاهى فرو شد و از آن نوشيد و بالا آمد و سگى را ديد كه از تشنگى خاك نمدار ميخورد با خود گفت اين سگ بدرد تشنگى من گرفتار است و بچاه رفت و كفش خود را پر از آب كرد و بدم گرفت و بالا آمد و آن سگ را سيراب كرد و خدا از او قدردانى كرد و او را آمرزيد گفتند: يا رسول اللَّه براى ما در باره جانوران هم مزديست؟ فرمود: آرى هر جگر تشنهاى تر شود مزد دارد ...