آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٢ - در اصناف سگ
راه رود و گرسنه ماند و نخورد و تشنه ماند و ننوشد و بسا كه آب بيند و از آن بهراسد و بسا از ترس آن بميرد، و چون شبحى بيند بىپارس بر او يورش برد و سگها از او بگريزند و اگر بىخبر باو نزديك شوند برايش دم جنبانند و برابرش زبون باشند و اگر اين سگ هار آدمى را گزد بيماريهاى بدى دچارش شود مانند اينكه از نوشيدن آب خود دارى كند تا از تشنگى بميرد، و پيوسته آب خواهد و چون باو دهند ننوشد، و چون اين بيمارى در او جا گير شود بر سر بول نشيند و از او جانورانى مانند سگ خرد بيرون آيند.
مؤلف موجز در طب گفته: هارى بيماريست چون خوره كه دچار سگ و گرگ و شغال و ابن عرس و روباه شود و آنگه بيشتر آنچه گفته شد ذكر كرده و ديگرى گفته: هارى كلب ديوانگى است كه براى سگ رخ دهد و بميرد و هر چه را هم گزد بكشد جز آدمى كه بسا درمان شود و به گردد و گفته داء الكلب بسا دچار خر شود و در شتر نيز درگيرد و او را كلب زده گويند و قزوينى در عجائب المخلوقات گفته: در اطراف حلب چاهى است بنام بئر الكلاب كه هر كه را سگ هار گزيده، از او بنوشد به شود و آن مشهور است.
و خوى سگ سلوقى اينست كه چون آهو را از نزديك يا دور بيند بفهمد كه پيش آيد يا پس رود و راه رفتن نر را از ماده بفهمد و مرده آدمى را از آنكه خود را بمردن زده تشخيص دهد تا اينكه مردم روم مرده را بخاك نسپارند تا آن را بسگ عرضه كنند و از بو كردن او نشانهاى يابند كه بدانند مرده است يا زنده، و گفتند اين تشخيص در نوعى سگ است بنام قلطى كه خرد است و دست و پاى كوتاه دارد و آن را چينى نامند، و ماده سگ سلوقى از نرش زودتر آموخته شود و يوز بعكس است و سگهاى سياه كمشكيبترند از سگهاى ديگر.
و در كتاب فضل الكلاب محمّد بن خلف بسندى آورده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله مردى را