آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٧ - در باره مورچه
و برخى گفتند: بلبل خوراك انبار كند و گفتند: عقعق انبارهاى زير زمينى دارد ولى آنها را فراموش ميكند، مورچه بينى تيزى دارد، و سبب نابوديش روئيدن بال او است كه وسيله فراوانى روزى گنجشكها شود، زيرا او را در حال پروازش شكار كنند و أبو العتاهيه بدان اشاره كرده در گفته خود:
چون براى مورچه پر درآيد* تا پرد مرگش رسد و رشيد پس از نكبت برمكيان بسيار بدين شعر مثل ميزد و مورچه با شش دست و پايش لانهاى كند و پس از آن در آن پيچها نهد تا آب باران در آن نرود و بسا براى همين لانهاى بالاى لانهاش سازد، و اين براى ترس او است از بلبل نسبت بدان چه انبار كرده.
بيهقى در شعب گفته: عدى بن حاتم طائى نان براى مورچهها خرد ميكرد و ميگفت: اينها همسايهاند و حق همسايگى دارند و در باب وحش از فتح بن خرشف آيد كه زاهد بود و براى مورچهها هر روز نان خورد ميكرد و در روز عاشوراء آن را نميخوردند.
و در جانوران چيزى نيست كه چند برابر تن خود را بارها بدوش كشد جز مورچه تا نپسندد چند برابر را و هسته خرما را هم كه از آن سودى نبرد بكشد و اين از روى حرص باشد و خوراك چند سال را گرد كند با اينكه يك سال بيشتر عمر ندارد، و از كارهاى شگفتش اينست كه در لانه زير زمين خود چند خانه و دهليز و بالا خانه و طبقههاى آويزان سازد و همه را پر از دانه و ذخيره براى زمستان كند.
رستهاى را فارسى گويند كه ميان مورچهها چون زنبورند ميان مگس عسل و رستهاى را مورچه شير نامند كه جلوش چون روى شير است و دنبالش چون مورچه و بخارى و ديگران از پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله روايت كردند كه يك پيغمبرى زير درختى منزل كرد و مورچهاى او را گزيد و فرمان داد بنهاش را از زير آن برآوردند و آن را آتش زدند و خدا باو وحى كرد چرا يك مورچه را تنها آتش نزدى