آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٩ - اخبار باب
گيرد و بسر گردنه رساند. دردش كم و دارويش سبك است، و ما را باز دارد كه روى زمين زورگو باشيم و از مفسدان گرديم.
و فضل را از خر سواريش پرسيدند گفت: كم هزينهتر و پركمكتر از جانداران ديگر است، فرو افتادنش پائينتر است و بالا رفتن بر آن آسانتر يك اعرابى سخن او را شنيد و با آن معارضه كرد كه خر عيب است و الاغ ننگ است، آوازى زشت دارد، نه خون بند است بعنوان ديه و نه كابين زنان شود و آوازش زشتتر آوازها است.
زمخشرى گفته: خر نمونهايست در نكوهش و سركوفت و دشنام، و نشانه هراس آنها از نام بردنش اينست كه او را دراز گوش گويند چنانچه از چيز پليد كنايه آورند، و نام خر بردن در مجالس صاحبان مروت بىادبى محسوبست و برخى عرب از سوار شدن خر رو گردانند گرچه برنج پيادهروى افتند.
مروت را جوهرى بآدميت تفسير كرده و ابن فارس بمردانگى، و گفتند مروت آن كس دارد كه خود را از پستيها نگهدارد و نزد مردم بدنام نباشد، و گفتند مروت دار آنست كه بروش همگنان خود باشد در هر جا و هر وقت، دارمى گفته: گفتند مروّت در پيشه است و گفتند: در آداب دين است چون خوردن و فرياد ميان جمع بسيار، و راندن سائل و كم كارى در خير با توانائى، و پر مسخره كردن و خنديدن و مانند آن- پايان- و از جعفر بن محمّد الصادق ٧ روايت شده كه مرد خوبى در بنى اسرائيل بود و با خدا رفتار خوشى داشت و زنى داشت كه بدو دريغ ميورزيد و زيباتر زنان دوران خود بود، و در زيبائى و خوبى بىنهايت بود، و در خانه را بروى آن زن قفل ميزد، و روزى آن زن جوانى را ديد و عاشق او شد، و كليدى براى در خانه ساخت و شب و روز هر گاه ميخواست نزد آن زن مىآمد و شوهرش نميفهميد.
و زمانى دراز بدين روش پائيدند و روزى شوهرش كه اعبد و ازهد بنى