اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٤
دلش خاشع، در ياد پروردگارش باشد، از گناهش ترسان و نفسش قانع، نادانيش نهان، كارش آسان، نگهدار دينش باشد و مرده شهوت، خشم فرو خور، پاك خلق، آسوده همسايه، اندك تكبر، محكم صبر، بسيار ذكر، محكم كار.
از سپرده خود بدوستانش نگويد، و گواهى را براى دشمن نهان ندارد، كارى درست را بخودبينى نكند، از روى شرم آن را واننهد، آرزوى خير از او دارند، و از شرش آسودهاند، اگر در غافلان باشد از ذاكران نوشته شود و اگر از ذاكرانست در غافلان نوشته نشود.
بگذرد از آنكه ستمش كند، و ببخشد بدان كه محرومش سازد، و پيوندد بدان كه از او ببرد، حلمش ناياب نشود، و در آنچه شك دارد نشتابد، و از آنچه بر او روشن شده چشم پوشد، نادانيش دور است، گفتارش نرم، مكرش نهان، احسانش نزديك، گفتارش راست، كارش خوب خيرش روآور، شرش در گذر.
در پيشامدهاى لرزاننده با وقار است، در بد آمدها شكيبا، و در رفاه و خوشى پر شكر، ستم نكند بدان كه دشمن دارد و گناه نورزد براى دوست، دعوى نكند آنچه از او نيست، و انكار نكند حقى را كه بر او است.
حق را پذيراست بىگواه، آنكه حفظش بايد ضايع نگذارد، و القاب بد نپراند بكسى ستم نكند، حسد نورزد، بهمسايه زيان نزند، در مصائب شماتت نكند، زود درستكار است، پردازنده سپردهها است، كند است در كارهاى زشت، بخوبى وادارد، از زشتى باز دارد، ندانسته دست بكارى نزند، در انجام حق درمانده بدر نرود.
اگر خموش ماند غمناك نباشد از آن، و اگر گويد خطا نباشد، و اگر خندد آواز آن از گوشش نگذرد، بدان چه برايش مقدر شده قانع است، خشم او را از جا بدر نكند، و هوس بر او چيره نگردد، و دريغ او را مقهور نكند، و در آنچه از او نيست طمع نورزد.
با مردم در آميزد تا بداند، خموش ماند تا سالم زيد، و بپرسد تا بفهمد، و بررسى