اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٠ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
او است.
و در رجال كشى (٧٠) و در تفسير عياشى: بسندشان از ابى الحسن صاحب العسكر ٧ كه قنبر آزاد كرده على ٧ را نزد حجاج بردند، گفت: تو چه خدمتى به على بن ابى طالب ميكردى؟ گفت متصدى كار وضويش بودم، گفت: چون وضو را پايان ميداد چه ميگفت؟ گفت: اين آيه را ميخواند: چون فراموش كردند آنچه را ياد آور شده بودند- تا فرموده- بگناه نوميدشدگانند، و بريد دنباله مردمى كه ستم ميكردند و سپاس از آن خدا پروردگار جهانيان (٤٥- الانعام) حجاج گفت: بگمانم اين آيه را در باره ما تأويل ميكرده؟ گفت: آرى.
اخبار باب:
١- در صفات الشيعه صدوق ره (١٨٠) بسندش از امام صادق ٧ كه پيسى مانند لعنت است و در ما و نژاد ما و شيعه ما نباشد. و بسند ديگر از امام صادق (ع): اگر مؤمن را در دنيا از بلاها آسوده نكرد او را در آخرت از كورى و شقاوت آسوده دارد يعنى كورى چشم.
٢- نوادر راوندى: بسندش تا رسول خدا ٦ كه اسلام غريب آغاز شد و بغربت باز خواهد گشت چنانچه در آغاز بود و خوشا بر غريبان، گفتند كيانند يا رسول اللَّه؟ فرمود: آنان كه خوب باشند چون تباه و بد گردند مردم، راستش بر مؤمن هراس و غريبى نباشد، نميرد مؤمنى در غربت جز كه گريند بر او فرشتهها برحمت بر او، چون كم زنى بر او گريد، و گورش با پرتو نورى گشاده شود كه بتابد از آنجا كه بخاك شده تا زاد بومش.
٣- كافى (ج ٢: ٢٥٢) بسندش از امام صادق ٧ كه سختتر بلا بر مردم بر پيغمبرانست وانگه كسانى كه در كنار آنانند وانگه هر كه بدانها مانندتر است بترتيب.
بيان: بقولى مراد از مردم در اينجا كاملتر پيغمبران و اوصياء آنانست و اولياء