اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٨ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
بفروشند ستايش.
روباه: آنان كه بنام دين نان ميخورند و عقيده ندارند بدان چه با زبان ميگويند.
سگ: آنكه زوزه كند بمردم بزبانش و مردم از بد زبانى او بدش دارند.
خوك: آن زن منشها و مانندشان از هرزهها كه بهر هرزگى خوانده شوند به پذيرند. و اما گوسفند: آنان كه مويشان را كشند و گوشتشان را خورند و استخوانشان را خورد كنند و چه كند گوسفندى ميان شير و گرگ و روباه و سگ و خوك.
بيان: گوسفند همان مؤمن گرفتار بهمه آنانست، و مو كشيدن: چيرگى بر آنها و كشيدنشان بخانه ستمكاران براى دعاوى بيهوده يا خوار داشتن آنها و در نسخهاى (جز) آمده بزاء كه بمعنى اخير است، و خوردن گوشت بدگوئى از آنها است، و استخوان زدن و نارواى سخت بر آنان.
٣٣- عيون (ج ٣ ص ٣٣) باسنادش تا رسول خدا ٦ كه نبوده و تا رستاخيز نباشد مؤمنى جز همسايهاى آزار كنش دارد.
در صحيفه امام رضا ٧ ص ٣٢ و در امالى شيخ (ج ١ ص ٢٨٦) مانندش آمده (و در دومى مرد مؤمن آمده) و از امام صادق ٧ روايت شده و شماره ٣٤ كتاب است.
٣٥- امالى شيخ (ج ١ ص ٣١٢) بسندش تا رسول خدا ٦ كه خدا عز و جل فرمود: اگر شرم از بنده مؤمنم نداشتم تيكه جامهاى برايش نگذاشتم كه خود را بدان پوشد و چون ايمانش را كامل كنم دچارش سازم به سستى نيرو و كمى روزى، و اگر دل تنگ و ناشكيب شد باو باز دهم و اگر شكيبا شد بوجود او بر فرشتههايم ببالم.
هلاكه على (ع) را پيشواى مردم ساختم و هر كه پيرو او شود رهنما است و هر كه او را رها كند گمراه، دوستش ندارد جز مؤمن و دشمنش نباشد جز دورو و منافق.
بيان: باو باز دهم آنچه از روزى يا نيرويش را گرفتم.
٣٦- امالى شيخ (ج ٢ ص ٢٤) بسندش از ابن نباته كه نزد امير مؤمنان نشسته