عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩ - سر چشمه عرفان
نمىداند بلكه اينان به وجود آورنده بعضى از قواعد فلسفه و حكمتاند و عرفان و حال حقيقتى است كه ريشه خدايى دارد و در اعماق قلب و جان هم چون گوهرى آسمانى نهفته شده كه ظهور آن با ايمان به خدا و قيامت و اجراى دستورهاى حق و پيروى از سنن شرعيه ميسر است.
حالت نيازمندى انسان به حضرت حق و كششى كه به آن سو دارد، حالت عرفانى است. اين حالت بايد به دست فرستادگان حق از قوه به فعليت برسد.
آنان كه براى پاسخ گفتن به اين حالت نيازمندى، متوسل به مدعيان عرفان و افرادى غير از فرستادگان حضرت محبوب شدند، بيراهه رفته و به جايى نرسيدند.
تأمين مسائل اين راه، وقف نبوت و امامت و قرآن مجيد است.
سالكان اين وادى و مسافران اين راه و قاصدان اين معنى مىگويند:
بناى برنامه خود را در اين مسير بر چهار حقيقت قرار ده:
١- معرفت خدا و اسماء و صفات و افعالش.
٢- معرفت نفس و شرور و خطرها و خواستههاى غير شرعى آن.
٣- معرفت وساوس و كيدها و و دامهاى دشمن.
٤- معرفت دنياى منهاى حق و غرور و فتنه انگيزى و زرق و برقش.
پس غير انبيا و قرآن و ائمه :، چه كسى مىتواند منبع اين معارف باشد، تا براى به دست آوردن اين چهار رشته معرفت به او متوسل شد؟
هر كه را بنگريد به هر جا كه رسيده باشد باز نيازمند به انبيا و ائمه : و قرآن در اين چهار حقيقت است.
من منكر نياز انسان در طريق خدا- به وقت نبود انبيا و ائمه : و غيبت ولى عصر ٧- به عالم ربانى نيستم، ولى مىدانيد كه عالم ربانى و فقيه واجد شرايط