عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٩ - نور قرآن
پس ما به سياهى اين چشم جز سياهى نوشتههاى كلام و اشكال كتاب را درك نمىكنيم، وقتى از اين وجود مجازى خارج شويم و از اين شهرى كه اهلش تمام، ظالم و در ظلمتند بيرون رويم و به سوى خدا و رسول او در قطع منزلهايى كه بين ما و مطلوب ماست هجرت كنيم و ما را مرگ از اين نشأت و اطوارى كه بعضى صورتهاى حسى و بعضى خيالى و بعضى وهمى و بعضى عقلى هستند حاصل گردد و نظرمان را از تمام ماسوى الله قطع و بريده نماييم به وجود خودمان كه همان نور و پرتو وجود حقيقى الهى است، در وجود كلام الله محو گرديم، خداوند ما را بعد از مرگمان زنده مىكند و از مرتبه محو به عالم صعود هشيارى و از عالم فنا به بقا و از مرگ به زندگى، يعنى زندگى ثابت و باقى كه به بقاى خداوند تعالى بسته است مىرساند.
ديگر بعد از اين ما از قرآن مطلقا سياهى نديده و هرچه مىبينيم سفيدى و نور خالصى است كه ظلمت و تاريكى بدان آلوده نشده است و يقين خالصى پيدا مىكنيم كه ديگر شك و ترديد بدان راه نيابد و به فرموده حق متحقق و موصوف مىگرديم كه فرمود:
[و لكن جعلناه نورا نهدي به من نشاء من عبادنا][١].
ولى آن [كتاب] را نورى قرار داديم كه هر كس از بندگانمان را بخواهيم به وسيله آن هدايت مىكنيم.
[و علمناه من لدنا علما][٢].
و از پيشگاه خود دانشى ويژه به او آموخته بوديم.
[١] -شورى( ٤٢): ٥٢.
[٢] -كهف( ١٨): ٦٥.