عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٨ - نور قرآن
[ما كنت تدري ما الكتاب و لا الإيمان و لكن جعلناه نورا نهدي به من نشاء من عبادنا و إنك لتهدي إلى صراط مستقيم][١].
تو [پيش از اين] نمىدانستى كتاب و ايمان چيست؟ ولى آن [كتاب] را نورى قرار داديم كه هر كس از بندگانمان را بخواهيم به وسيله آن هدايت مىكنيم؛ بىترديد تو [مردم را] به راهى راست هدايت مىنمايى.
آرى، قلب توسط قرآن نور مىگيرد و اين نور عبادت از همان ايمان به خدا و يقين به آخرت و ايمان به فرشتگان و انبيا و امامان : و جلوه ديگرش عمل صالح و اخلاق حسنه است.
صدرالمتألهين در گفتارى بسيار عميق، فرق ما گرفتاران عالم ماده را با عارفان حقيقى چنين بيان مىكند:
ما و امثال ما از قرآن غير از سياهى كلمات چيزى مشاهده نمىكنيم؛ زيرا ما در دنياى ظلمت و سياهى هستيم و هرچه در آن است امتداد مداد ماده است.
مقصودم مادهاى نمىباشد كه داراى ابعاد و اجساد و هيولى و اعداد و اضداد است و از آنجا كه درك كننده چيزى را درك نمىكند مگر آن كه در قدرت و استطاعت قوه ادراك او باشد، پس حس جز محسوسات را و خيال جز متخيلات را و عقل جز معقولات را درك نمىكند و به عبارت ديگر هر جنس همجنس خود را مىيابد و درك مىكند. پس نور را جز به نور درك نتوان نمود. خداوند مىفرمايد:
[و من لم يجعل الله له نورا فما له من نور][٢].
و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده است، براى او هيچ نورى نيست.
[١] -شورى( ٤٢): ٥٢.
[٢] -نور( ٢٤): ٤٠.