عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠٦
[فانظر أيها المؤمن، فإن كانت حالتك حالة ترضاها لحلول الموت فاشكر الله على توفيقه وعصمته]
راستى خوب فكر كن، در خويش دقت نما، به نفس انديشه بنما، اگر حال تو نسبت به مردم چنين است كه مرگ براى تو خوشايند است پس خدا را به اين حال و بر اين كه تو را توفيق اجراى واجبات و ترك محرمات داده و تو را از خطا و گناه و افتادن در چاه هلاكت حفظ فرموده شكر كن كه چنين حالى نسبت به مرگ نتيجه عمل صالح و اخلاق حسنه و دورى جستن از گناه است. چنانچه حال اوليا نسبت به مرگ چنين بوده است. مگر نشنيدى امام عارفان پس از ضربت ابن ملجم مرادى گفت:
فزت ورب الكعبة[١]،
يا على اكبر به حضرت حسين ٨ عرضه داشت:
لانبالى
بالموت[٢]،
كسى بايد از مرگ بترسد كه به فكر مولا و در انديشه عقبى نبوده و نباشد. چنانچه از ابوذر پرسيدند: چرا چنين است كه بعضى از مرگ و مردن مىترسند و از حلول آن خائف و هراسانند و بعضى آرزو دارند مرگ برسد و بدان راضىاند؟
پاسخ داد: آنان كه از مرگ مىترسند كسانى هستند كه دنياى خود را معمور و آخرتشان را خراب كردهاند و معلوم است كه انتقال از آبادى به خرابى موجب ترس است و آنان كه از موت راضىاند آخرت ايشان معمور است و دنيا پيش آنان
[١] -بحار الأنوار: ٤١/ ٢، باب ٩٩، حديث ٤؛ اعلام الورى: ٨٦، باب ٤.
[٢] -بحار الأنوار: ٤٤/ ٣٦٧، باب ٣٧؛ اللهوف: ٧٠.