عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٨٧ - مراتب يقين
به ما رسيده و نيز قبول آخرت و احوال روز قيامت و بهشت و جهنم وهرچه كه متعلق به فرد است مىباشد.
و نيز ايستادگى و پابرجايى بر امورى است كه بندگان به آن هدايت مىشوند و يقين آنان تقويت مىگردد.
درجه دوم عين اليقين است و آن بىنيازى انسان از يافتن واقعيت به كمك استدلال است و بىنيازى انسان از خبر، به وسيله ديدن است و پاره شدن حجاب علم به مشاهده واقعيت است.
سپس در شرح مىفرمايد:
عين اليقين شهود اشياء به كشف است، به همانطور كه اشياء هستند و اين گونه مشاهده با كمك فطرت پاك و قلب سليم است و در صورت پاك شدن عالم جان از غبار گناه و كدورت شك و ترديد ميسر است. منظور از حجاب علم هم معلوم است كه گاهى انسان، صورتى مطالب با واقع در ذهن خود تصور مىكند و در حالى كه شىء غايب از او است؛ ولى در صورت حضور شىء در برابر انسان و انعكاس آن شىء برابر در قلب اين عين اليقين است.
درجه سوم حق اليقين است و آن تلألؤ نور صبح كشف است، سپس راحت شدن از سنگينى تعين بر دوش جان سپس فنا در حق اليقين.
آنگاه در شرح اين مطلب مىفرمايد: حق اليقين به تحقق به حقيقت علم حق است با فنا از بود خود و علم خود، به اين معنى كه تجلى نور حقيقت است بر ظلمت منيت انسان، به طورى كه انسان بر اثر آن تجلى از ميان برخيزد، چون از ميان برخاست و خودى برجاى نماند از سنگينى بار يقين رها مىشود؛ زيرا قبل از آن تجلى موجودى بود آراسته به صفت يقين، ولى اكنون وجودى نمانده كه حامل صفت يقين باشد و متحمل حقيقى كه يقين بر او بار كرده، بلكه به جايى رسيده كه دست حق و گوش حق و چشم حق و علم حق و راه حق و قدم حق شده و او نيست