عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٠ - سيره اولياى الهى
|
چه جا و چه جهان چه ملك و چه ملك |
شدم تا جان جان الحمد لله |
|
|
مكان را در نور ديدم به همت |
شدم تا لا مكان الحمد لله |
|
|
برون كردم سر از عالم نهادم |
قدم بر آسمان الحمد لله |
|
|
زمهر فانيان دل بر گرفتم |
شدم از باقيان الحمد لله |
|
|
زمحكومان بريدم رو نهادم |
سوى آن حكمران الحمد لله |
|
|
زچاه طبع يوسفوار رفتم |
به سوى مصر جان الحمد لله |
|
|
زخوف عقل يونسوار جستم |
به صحراى عيان الحمد لله |
|
|
زبود فيض و نابودش برستم |
نه اين ماند و نه آن الحمد لله |
|
قال النبى ٦: إذا أحب الله عبدا ابتلاه فإن صبر اجتباه وإن رضى اصطفاه[١].
رسول خدا ٦ فرمود: هرگاه خدا بندهاى را دوست داشته باشد، او را دچار آزمايش مىكند، اگر در برابر آزمايشهاى ربانى استقامت ورزد او را به عنوان بنده اختيار مىكند و چون راضى به برنامههاى الهى شد، او را مخصوص خود مىگرداند.
سيره اولياى الهى :
در اين قسمت بايد ابتدا از انبياى الهى و امامان : بزرگوار ياد كرد كه در تمام مدت عمر به چيزى جز خدا فكر نكردند و هيچ چيز را بر وجود مقدس او ترجيح ندادند.
داستان انبياى خدا را در قرآن مجيد بخوانيد به آياتى كه زندگى ابراهيم،
[١] -بحار الأنوار: ٧٩/ ١٤٢، باب ١٨، حديث ٢٦؛ مستدرك الوسائل: ٢/ ٤٢٧، باب ٦٤، حديث ٢٣٦٨- ٣١.