عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٠٥ - آيه دوم تفرقه اندازان
مسلم گروهىهايى كه به عنوان قطب و درويش و فقير الى الله، اعلام موجوديت مىكنند- كه تشكيل دهندگان سلطنت و شاهنشاهى و دربارهاى كثيف و عمودهاى حكومتهاى خائنانه بوده و هستند و حتى در قالب اقطاب و به گفته خودشان فقرا، مقاصد شوم و پليد خود را عملى مىكنند- مورد تاييد اسلام نبوده وفريب خوردهگان در مسير ضلالت و گمراهى به سر مىبرند.
اينان قطب برنامههاى شيطانى بوده و ذرهاى از عرفان اسلامى را نچشيده بلكه گرگانى در لباس ميش و به فرموده پروردگار عالم در حديث قدسى «قطاع طريق» بندگان حق بودند.
عارف واقعى و سر حلقه عارفان حقيقى و قطب عرفان و هدايت، وجود مقدس مولى الموحدين، امام العارفين، اميرالمؤمنين ٧ است كه قسمتى از تمام عمرش را با قلدران و گردنكشان و سازندگان دربار و پايهگذاران شاهى و سلطنت و زورمداران و مانعان راه خدا، با سرسختى هرچه تمامتر مبارزه و جان شيرين خود را در اين راه كه راه خدا بود، در محراب عبادت نثار كرد و چه وقيحند آنان كه آلوده به گناه و يار گناهكارند، آنگاه خود را عارف و درويش و وابسته به مولا مىدانند!!
آيه دوم: تفرقه اندازان
إن الذين فرقوا دينهم وكانوا شيعا لست منهم فى شىء إنما أمرهم إلى الله ثم ينبئهم بما كانوا يفعلون][١].
مسلما كسانى كه دينشان را بخش بخش كردند، وگروه گروه شدند، تو را هيچ پيوندى با آنان نيست، كار آنان فقط با خداست، سپس به اعمالى كه همواره
[١] -انعام( ٦): ١٥٩.