عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٣ - سخنى در باب عشق
ديگران در كنار او از كرامت و سهل بودنش بهرهمندند و آنان كه با ديگران مىجوشند و ديگران نيز با آنان مىجوشند.
وقال ٦: لما غرس الله جنة الفردوس غرس أشجارها بيده وفجر أنهارها ثم قال لها تحسنى بحسنى فو عزتى وجلالى لا يجاورنى فيك بخيل[١].
رسول خدا ٦ فرمود: زمانى كه خدا بهشت را آفريد و به دست قدرتش درختان آن را نشاند و نهرهايش را جوشانيد به آن خطاب كرد: به زيبايى من زيبا شو، به عزت و جلالم در تو بخيل را جاى نمىدهم!!
راستى چه بخلى بالاتر از اين است كه انسان از انعكاس عشق حق به خانه دل كه خانه خود اوست جلوگيرى كند. و از آراستن خود به صفات الهى خوددارى كند و از تابش انوار ملكوت در نفس پيشگيرى كند و در مدت عمر همانند حيوانات همتى جز شكم و شهوت نداشته باشد.
رسول خدا ٦ در دعاى خود عرضه مىداشت:
أسألك بحبك وحب من يحبك وحب عمل تقربنى إلى حبك[٢].
پروردگارا! عشق خود و عشق كسى كه عاشق توست و عشق عملى كه مرا به عشق تو مىرساند نصيبم كن.
سخنى در باب عشق
يكى از بزرگان در توضيح و تفسير معناى عشق مىفرمايد:
[١] -عبهر العاشقين: ٣١.
[٢] -عبهر العاشقين: ٣٢.