عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٨٨ - محبت در قرآن
اى اهل ايمان! هر كس از شما از دينش برگردد [زيانى به خدا نمىرساند] خدا به زودى گروهى را مىآورد كه آنان را دوست دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان فروتناند، و در برابر كافران سرسخت و قدرتمندند، همواره در راه خدا جهاد مىكنند، و از سرزنش هيچ سرزنش كنندهاى نمىترسند. اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد مىدهد و خدا بسيار عطاكننده و داناست.
راستى بدون شناخت راه الله چگونه انسان به چنين صفاتى كه در اين آيه شريفه آمده است، آراسته گردد؟ انسان تا معرفت به صراط مستقيم پيدا نكند، از راهى غير از فكر، انديشه و معرفت و شناخت، عشق پيدا نكرده و به مراتب عارفان دست پيدا نمىكند. اين راه خداست كه انسان پس از مطالعه و دقت در آن، مىيابد كه تنها راه نجات است. بنابراين چگونه انسان بعد از يافتن راه نجات، به آن عشق پيدا نكند و به لوازم آن دل نبدد؟
راه نجات، راه خداست و سرانجام به او پايان مىپذيرد، پيمودن اين راه، محبت به اوست و محبت به او مهمترين راه رسيدن به عشق است. عشقى كه از درجات عرفان و مرتبه عارفان است بنابراين هر چه شناخت ومعرفت بيشتر، عشق شعلهورتر و آتشينتر خواهد بود. اين است كه آيه شريفه مىفرمايد: [و يحبونه] انسانهايى كه به شدت به خداى متعال عشق مىورزند. همين عشق عامل حركت آنان به سوى اوست و مركب اين راه همان برنامههايى است كه در آيه ذكر شده است. اينان فراق بين خود و محبوب را با انجام شايستهترين اعمال كه دستور خود حق است، به وصل تبديل مىكنند.