عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٦١ - اميد در روايات
چنان گسترده كردم كه تا هنگام خروج روح از بدن توبه را مىپذيرم.
عن أبى عبدالله ٧ قال: مر عيسى بن مريم ٧ على قوم يبكون فقال: على ما يبكى هؤلاء فقيل يبكون على ذنوبهم قال فليدعوها يغفر لهم[١].
امام صادق ٧ مىفرمايد: عيسى بن مريم ٧ بر گروهى گذشت كه گريه مىكردند فرمود: اينان براى چه مىگريند، به آن حضرت گفته شد براى گناهانشان، فرمود: دعا كنند تا خدا آنان را بيامرزد.
قال ٦: إن رجلا يدخل النار فيمكث فيها ألف سنة ينادى يا حنان فيقول الله تعالى جبرئيل: اذهب فأتنى بعبدى قال فيجىء به فيوقفه على ربه فيقول الله:
كيف وجدت مكانك، فقال: شر مكان قال: فيقول ردوه إلى مكانه، قال فيمشى ويلتفت إلى ورائه فيقول الله عز وجل إلى أى شيء تلتفت فيقول: لقد رجوت أن لا تعيدنى إليها بعد إذ أخرجتنى منها فيقول الله تعالى إذهبوا به إلى الجنة[٢].
رسول گرامى اسلام ٦ مىفرمايد: مردى به جهنم مىرود و دو هزار سال در آنجا فرياد مىكند: يا حنان يا منان، پروردگار به جبرئيل مىفرمايد: برو بنده مرا از جهنم بياور. او را مىآورد. خطاب مىرسد: جايت را چگونه ديدى؟
عرضه مىدارد: بدترين جايگاه، خطاب مىرسد: او را به همان جا ببريد، در حالى كه او را مىبرند به عقب نظر مىكند، خطاب مىرسد: دنبال چه هستى؟
عرضه مىدارد: اميد به اين داشتم كه مرا دوباره به جهنم نبرى، فرمان مىرسد:
او را به بهشت هدايت كنيد!!».
[١] -الأمالى، شيخ صدوق: ٤٩٥، المجلس الخامس والسبعون؛ بحار الأنوار: ٦/ ٢٠، باب ٢٠، حديث ٧.
[٢] -محجة البيضاء: ٧/ ٢٥٤.