عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١٩ - ٦ - خوف از كوچكى خود، در برابر عظمت حضرت حق
|
تو خود بنگر كزين خشخاش چندى |
سزد تا بر غرور خود بخندى[١] |
|
انسان با اين موجوديت ناچيز خود كه بدون ارتباط به حق، مشتى استخوان پوسيده و گوشت و پوستى بىقدر است، چه جاى آن دارد كه خود را بزرگ بنامد؟
انسان واقعبين با توجه به كوچكى خود و عظمت حق، چنان دچار وحشت و ترس مىگردد كه براى علاج اين ترس چارهاى جز آويختن به دامن او نمىبيند.
آرى، به فرموده امام حسين ٧ در مناجات روز عرفه:
اى خداى بىنياز! من خود را از تو دارم، من خود را ايجاد نكردهام، مشرف به جهان هستى هم نيستم، به اجبار آمدهام و به اجبار هم خواهم رفت، نيروهاى محدودم اجازه فعاليت نامحدود نمىدهد. چراغ هستىام در مقابل گردباد وحشتانگيز نيستى و نابودى آن مقدار مىتواند مقاومت نشان دهد كه چراغ ضعيفى در مقابل توفان بنيان كن و وحشتناك صحرايى مقاومت مىكند.
بياييد آياتى كه در قرآن مجيد، صفات بىنهايت در بىنهايت حق را از قبيل اراده، علم، قدرت، احاطه، امر و خلق و ... بيان مىكند به دقت مطالعه كنيد، بياييد به خانه با عظمت آفرينش كه نمونه بسيار كوچك و ناچيزى از پرتو عظمت اوست بنگريد، بياييد كوچكى بىنهايت در بىنهايت خود را توجه كنيد تا ببينيد چگونه دچار خشيت شده و براى جبران اين كوچكى وحشتزا، چگونه به حركت مىآييد تا با ارتباط با او خود را از اين خوف رهانيده و از كوچكى به بزرگى رسانده و از خوف به امنيت نايل آييد.
البته اين خوف يا به تعبير لطيفتر اين خشيت تنها از طريق آگاهى به جلال و جمال و بزرگى كبريا و اطلاع بر عظمت نامحدود حق حاصل مىگردد.
شما به تاريخ زندگى انبيا و اوليا و بندگان خاص الهى بنگريد، آن عزيزانى كه در همه عمر حتى لحظهاى فكر گناه بر آنان نگذشت، چگونه در برابر مقام خداى
[١] -نظامى.