عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨١ - خوف از خدا در دعاهاى اسلامى
خوف از خدا در دعاهاى اسلامى
حضرت على ٧ در دعاى كميل از خداوند بزرگ مىخواهد كه ترسش از پروردگار ترس اهل يقين باشد، ترسى كه از ابتداى ظهورش در انسان، تا لحظه مرگ، نمىگذارد آدمى به گناه دچار گردد، مىفرمايد:
وأخافك مخافة الموقنين[١].
و بترسم از تو مانند ترسيدن يقينكنندگان.
حضرت سجاد ٧ در زيارت امين الله در ارزش اشكى كه به خاطر ترس خدا، از ديدگان جارى شود مىفرمايد:
وعبرة من بكى من خوفك مرحومة.
اشك ديده آن كس كه از ترس تو جارى مىشود باعث آمرزش صاحب اوست.
آن حضرت با پروردگار عالم راز و نيازى دارند، تحت عنوان راز و نياز خائفان كه ترجمه آن بدين قرار است:
پروردگارا! آيا پس از ايمانم به وجود مقدست، به عذاب فردا دچارم مىكنى، يا بعد از اين همه عشقم به حضرتت مرا از خود دور مىنمايى؟ با اميدى كه به رحمتت دارم و اين كه تو اهل گذشت هستى، آيا از عنايتت محرومم مىدارى؟ اى كسى كه به تو پناه آوردهام! مرا وامىگذارى و از پناه دادنم خوددارى مىكنى؟ نه تو آن مولايى نيستى كه پناهنده را از پيشگاهت برانى.
اى كاش برايم معلوم بود كه مادرم مرا براى بدبخت شدن زاييده، يا براى كشيدن بار مشقت و تحمل زحمت بيهوده تربيت كردن؟ اگر اين است كه من با سوء
[١] -البلد الأمين: ١٩١؛ مصباح الكفعمى: ٥٥٩، فصل الرابع والاربعون.