عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٨ - روايات خوف
مؤمن بين دو ترس زندگى مىكند: اول ترس از گناهى كه در عمر گذشته انجام داده و نمىداند خدا به خاطر آن با او چه خواهد كرد. دوم ترس از آينده به اين كه نمىداند چه برنامهاى از مهالك خواهد داشت. او زندگى نمىكند مگر با ترس و چيزى هم جز خوف از حق عامل اصلاح او نيست.
قال الصادق ٧: من خلا بذنب فراقب الله تعالى فيه واستحيى من الحفظة غفر الله عز وجل له جميع ذنوبه وإن كانت مثل ذنوب الثقلين[١].
امام صادق ٧ فرمود: كسى كه در خلوت با گناهى روبرو گردد، خدا را ناظر بر خود بيند و از حافظان عمل شرم كند، خداوند تمام گناهان او را ببخشد، گرچه مانند گناه ثقلين باشد.
عن أميرالمؤمنين ٧ قال: إن المؤمن لا يصبح إلا خائفا وإن كان محسنا، ولا يمسى إلا خائفا وإن كان محسنا لأنه بين أمرين: بين وقت قد مضى لا يدرى مالله صانع به، وبين أجل قد اقترب لا يدرى ما يصيبه من الهلكات ألا وقولوا خيرا تعرفوا به واعملوا به تكونوا من أهله، صلوا أرحامكم وإن قطعوكم وعودوا بالفضل على من حرمك وأدوا الأمانة إلى من ائتمنكم وأوفوا بعهد من عاهدتم وإذا حكمتم فاعدلوا[٢].
مؤمن شبش را روز نمىكند مگر در حال ترس، گرچه همه ساعات شبش را به نيكى گذرانده باشد و روزش را سپرى نمىنمايد مگر در حال وحشت، گرچه به خوبى روزش گذشته باشد، مؤمن بين دو امر است: زمانى كه بر او گذشته
[١] -وسائل الشيعة: ١٥/ ٢٢١، باب وجوب الخوف من الله، حديث ٢٠٣٢٨.
[٢] -بحار الأنوار: ٧٤/ ٤٠٤، باب مواعظ اميرالمؤمنين ٧، حديث ٢٩؛ الأمالى، شيخ طوسى: ٢٠٨؛ المجلس الثامن، حديث ٣٥٧- ٧.