عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣ - تحليلى پيرامون عارف و عرفان
سالكى خالص، رزمندهاى پر توان، جهادگرى با قدرت، زاهدى وارسته، عابدى مقبول و مناجات كنندهاى در شب و متضرعى در سحر و مستغفرى در سجده وشيرى در ميدان نبرد به وجود مىآورد.
عرفان، جوهره حيات انسانى، صراط مستقيم الهى، حرارت روحى، عشق درونى و گرمترين شعله محبت آدمى به خداى جهان آفرين است.
عرفان، راه خدا، مسلك انبيا، مايه جان اوليا، طريق اصفيا و مدرسه پر قدرت معصومين : است.
عرفان، به معناى شهود عظمت حق تعالى، از طريق بينايى دل است و اين بينايى محصول معرفت انسان به حضرت حق مىباشد و اين معرفت جز از طريق شناخت انبيا و قرآن و امامان : و پيروى از آنان به دست نمىآيد و عبادت بدون حال عرفانى و تضرع و انابه و توبه و زارى، ارزش چندانى ندارد.
عرفان، حقيقت عبادت، خشوع و خضوع و شكستگى و نياز است كه از شهود عظمت حق تعالى بر دل ظاهر مىشود و اين چنين سعادت موقوف بر محبت است و ظهور محبت موقوف بر متابعت سيد اولين و آخرين عليه من الصلوات اتمها و من التحيات ايمنها و متابعت موقوف بر دانستن طريق متابعت، پس به ضرورت، ملازمت علمه كه وارثان دينىاند[١].
عرفان، زدودن حكومت و محبت ما سوى الله از قلب و هر محبت و كششى را تابع عشق حق قرار دادن و نيز آراسته شدن اعضا و جوارح به اعمال مورد رضايت الله و زيور گرفتن جان از اخلاق الهى است.
عرفان، آزادى از خودپرستى، رهايى از اسارت ماديت و مقيد شدن به قيد
[١] -رشحات: ٢/ ٦٢٨.