ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٦٠ - و آن در مقتل حسين(ع) است
|
بگردن زنمتان بشمشير تيز |
ز بهتر كسى كامده در عراق |
|
(١) و هيجده كس از آنها را كشت و كشته شد حسين بالينش آمد و هنوز خون از او فواره مىزد فرمود به به تو در اين دنيا و در آخرت آزادى كه حر نام دارى و اين شعر را بالاى سرش سرود:
|
چه خوش حريست حر بنى رياحم |
شكيبا زيره نيزه و در پناهم |
|
|
چه خوش حرى كه گويد وا حسينا |
ببخشد جان بجنگد در سپاهم |
|
سپس زهير بن قين بجلى بميدان رفت و خطاب بحسين ميسرود:
|
منستم زهير و منم ابن قين |
برانم شما را بتيغ از حسين |
|
پس از او حبيب بن مظاهر اسدى بميدان رفت و ميسرود:
|
امروز در آئيم بجد تو پيمبر |
هم بر حسن و باب تو آن فاتح خيبر |
|
و نوزده كس از آنها كشت و بخاك افتاد و ميسرود:
|
منم حبيب و پدرم مظهر |
ما از شما از كى بويم و اطهر |
|
|
ناصر خير الناس حين يذكر |
و از آنها سى و يك تن كشت و كشته شد (رضي الله عنه) پس از او عبد اللَّه بن ابى عروه غفارى بميدان رفت و ميسرود:
|
دانند بحق بنو غفاران |
كاندر سر انتقام ياران |
|
|
شمشير زنم بنابكاران |
بيست تن از آنها كشت و كشته شد (ره). پس از او برير بن خضير همدانى قرآن داناترين اهل زمانش