ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٢٤ - مجلس هفتاد و نهم
أبو الحسن؟ (١) فرمود از گفته خداى عز و جل (سوره حديد- ٢٦) فرستاديم نوح و ابراهيم را و در ذريه آنها نبوت و كتاب نهاديم برخى بر هدايت و بيشتر فاسقانند- پس وراثت و نبوت و كتاب مخصوص اهل هدايت است نه فاسقان، نميدانيد كه چون نوح از پروردگار خود پرسيد كه براستى پسرم از اهل من بود و وعده تو حقست و تو أحكم الحاكمينى، و اين از آن جهت بود كه خدا باو وعده داده بود او را و اهلش را نجات دهد خدا در جواب نوح فرمود اى نوح او از اهل تو نبود او يك عمل ناشايسته بود مپرس از من آنچه ندانى من تو را پند دهم كه از نادانان نباشى، مأمون عرضكرد عترت را بر ديگران فضلى است؟ أبو الحسن فرمود: خدا فضل عترت را بر ديگران آشكار ساخته در كتاب محكمش، مأمون گفت در كجاى قرآنست؟ امام رضا ٧ فرمود در قول خدا (آل عمران- ٣٤) براستى خدا برگزيد آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان ذريهاى كه برخى از برخيند و خدا در جاى ديگر فرمود (نساء- ٥٤) بلكه حسد بر مردم بردند نسبت بدان چه از فضل خود بآنها داد بتحقيق داديم بآل ابراهيم كتاب و حكمت و داديم بآنها ملكى بزرگ، سپس در دنبال آن خطاب بساير مؤمنان كرده و فرمود: ايا كسانى كه گرويديد فرمانبريد از خدا و رسولش و از اولو الامر بر شما، مقصود همانها است كه آنها را قرين كتاب و حكمت ساخت و بر آنها حسد برند و منظور از گفته او بلكه حسد بردند مردم را بر آنچه خدا بآنها داده از فضل خود، و بآل ابراهيم كتاب و حكمت داديم و ملك عظيم، مقصود طاعت براى مصطفين طاهرين است و مقصود از ملك حق طاعت است براى آنها علماء گفتند بفرمائيد بدانيم كه خدا اصطفاء را در خود قرآن تفسير كرده است؟