ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٩٠ - مجلس سى و پنجم
سال بود از ايام دنيا و نسبت بآخرت روزى چون هزار سال است و همان فاصله از مغرب تا عشاء است (١) آدم سه ركعت نماز خواند يك ركعت براى گناه خود و يك ركعت براى گناه حواء و ركعتى هم براى توبهاش و خدا اينسه ركعت را بر امتم فرض كرد، و اين ساعتى است كه دعا در آن مستجابست و پروردگارم بمن وعده داده كه هر كه در آن دعا كند اجابت نمايد اينست نمازهائى كه پروردگارم بمن فرمانداده و فرموده (روم ١٧) منزه است خدا هنگامى كه بامداد كنيد و هنگام پسين شما، نماز عشاء براى آنست كه گور تاريكست و قيامت تاريكى دارد و خدا مرا و امتم را باين نماز فرمانداده در اين وقت تا گورشان روشن گردد و بر صراط نورى بآنها عطا شود و هر گامى كه براى نماز عشاء بر دارند خدا تن آنها را بر آتش حرام كند و اين نمازيست كه خدا براى رسولان پيش از من مقرر كرده بود، نماز فجر براى اينست كه آفتاب بر دو شاخ شيطان برآيد و خدا بمن دستور داده آن را بخوانم پيش از آفتاب زدن و پيش از آنكه كافران براى آن سجده كنند امتم براى خدا سجده كنند و شتاب در آن پيش خدا محبوبتر است و آن نمازيست كه فرشتگان شب و روز بر آن گواهند گفت اى محمد راست گفتى بمن بگو چراى برا نماز اين چهار موضع تن كه نظيفترين مواضع بدنست بايد شست؟ فرمود چون شيطان آدم را وسوسه كرد و او نزديك درخت رفت و بآن نگاه كرد تا آبرويش ريخت سپس برخاست و اول كس بود كه بگناه گام برداشت و دست دراز كرد و آن را بسيد و از آن خورد و زيور و جامه از تنش پريد و دست بر فرق سر نهاد و گريست و چون خداى عز و جل توبهاش را پذيرفت وضوى اين چهار عضو را بر نژادش لازم كرد باو دستور داد روى بشويد چون بدرخت نگاه كرد و دو ساعد بشويد تا