ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٥٨ - مجلس هفتادم
در آن نقش بود،
لا اله الا اللَّه محمد رسول اللَّه، لا حول و لا قوة الا باللَّه فوضت امرى الى اللَّه اسندت ظهرى الى اللَّه، حسبى اللَّه
، خدا باو وحى كرد كه آن را در انگشت كن كه من آتش را بر تو سرد و سلامت سازم، نقش خاتم موسى دو حرف بود كه از تورات باز گرفته بود صبر كن اجر بر، راستگو نجات جو، فرمود نقش خاتم سليمان ٧ سبحان من الجم الجن بكلماته، نقش خاتم عيسى دو حرف بود كه از انجيل در آورده بود خوشا بر بندهاى كه از او ياد خدا شود و بدا بر بندهاى كه از او خدا از ياد برود، نقش خاتم محمد ٦
لا اله الا اللَّه محمد رسول اللَّه
، نقش خاتم امير المؤمنين ٧ الملك للَّه، نقش خاتم حسن ٧
العزة للَّه
، نقش خاتم حسين ٧
ان اللَّه بالغ امره
، على بن الحسين ٧ انگشتر پدر بدست ميكرد و محمد بن على ٧ خاتم حسين ٧ بدست مينمود و نقش خاتم جعفر بن محمد ٧
اللَّه ولى و عصمتى من خلقه
بود، نقش خاتم موسى بن جعفر ٧
حسبى اللَّه
بود، حسين بن خالد گفت أبو الحسن الرضا دست خود را دراز كرد و خاتم پدر در انگشتش بود و نقش آن را بمن نمود.
(١) ٦- زيد بن على گويد از پدرم پرسيدم كه جد ما رسول اللَّه را بمعراج بردند و خدا باو پنجاه نماز تكليف كرده چرا براى امتش تخفيف نخواست تا موسى بن عمران باو گفت برگرد و از