ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٦٤ - مجلس سى و يكم
|
قاتل شاهنشه دو جهانم |
آنكه بود در نسب به از همه مردم |
|
عبيد اللَّه باو گفت واى بر تو اگر ميدانستى بهتر مردم است در پدر و مادر چرا او را كشتى؟
دستور داد گردن او را زدند و روحش بدوزخ شتافت ابن زياد پيكى نزد ام كلثوم دختر (دختر ظ) حسين فرستاد و پيام داد حمد خدا را كه مردان شما را كشت در آنچه با شما شد چه نظر دارى؟ فرمود اى پسر زياد اگر چشم تو بكشتن حسين روشن شد چشم جدش دير زمانى بديدار او روشن بود او را ميبوسيد و لبانش ميمكيد و بشانه خودش سوارش ميكرد جواب جد او را آماده كن كه فردا طرف تو است.
مجلس سى و يكم
روز يك شنبه عاشورا دهم محرم ٣٦٨ (٢) ١- امام پنجم فرمود حسين بن على ٧ كشته شد و سيصد و بيست و چند زخم نيزه و شمشير و تير در او يافتند و روايت شده كه همه در جلو تنش بود چون پشت بدشمن نميداد.
(٣) ٢- فاطمه دختر حسين فرموده غارتگران بر خيمه ما هجوم كردند و من دختر خردسالى بودم و خلخال طلا بپايم بود مردى آنها را مىربود و مىگريست گفتم دشمن خدا چرا گريه ميكنى؟ گفت