ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩٤ - مجلس هفتاد و چهارم
چون ركوع كند بخسبد و چون سجده كند نوك بر زمين زند و چون بنشيند جنجال كند چون شب كند دل بخوراك دارد و روزه نداشته و صبح در انديشه خوابست و بيخوابى نكشيده، اگر حديثت كند با تو دروغ گويد و اگر وعدهات دهد تخلف كند و اگر امانتش سپارى خيانت ورزد و اگر از او جدا شوى بدت گويد.
(١) ١٦- روزى رسول خدا ٦ سواره بيرون شد و على همراهش پياده ميرفت فرمود اى ابا الحسن يا سوار شو يا برگرد زيرا خدا بمن دستور داده كه سوار شوى چون سوارم و پياده باشى چون پيادهام و بنشينى چون نشستهام جز در اقامه حد الهى كه بايد در آن نشست و برخاست كنى خدا بمن كرامتى نداده جز آنكه مانندش را بتو داده مرا بنبوت و رسالت مخصوص كرده و ترا در آن ولى من ساخته كه حدودش را بپا دارى و در مشكلاتش قيام كنى، بدان كه مرا براستى مبعوث بنبوت كرده بمن ايمان ندارد كسى كه منكر تو است و بخدا ايمان ندارد كسى كه كافر بتو است فضل تو از فضل منست و فضل من از خداست و آنست معنى قول خداى عز و جل (يونس- ٥٨) بدان بايد شاد باشند آن بهتر است از آنچه فراهم كنند فضل خدا نبوت پيغمبر شما است و رحمتش ولايت على بن ابى طالب است فرمود بنبوت و ولايت بايد شاد باشند يعنى شيعه، آن بهتر است از آنچه جمع كنند يعنى مخالفين جمع كنند از اهل و مال و فرزند در دار دنيا، بخدا يا على تو آفريده