ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٧٢ - مجلس نود و ششم
(١) ٣- على بن ابى طالب فرمود جبرئيل بر آدم فرود آمد و گفت اى آدم من مامورم تو را مخير كنم ميان سه چيز كه يكى از آنها را برگزينى و دو ديگر را وانهى، آدم گفت اى جبرئيل آن سه چيز كدامند؟ گفت عقل است و شرم و ديانت، آدم گفت من عقل را برگزيدم جبرئيل بشرم و ديانت گفت شماها برگرديد و او را واگذاريد، جواب گفتند اى جبرئيل ما دستور داريم كه همراه عقل باشيم، گفت مختاريد و خود بالا رفت.
(٢) ٤- امام باقر ٧ فرمود بندهاى هفتاد خريف كه هر خريفى هفتاد سال است در دوزخ ميماند و سپس از خدا بحق محمد و آلش درخواست نجات ميكند خدا جل جلاله بجبرئيل وحى ميكند كه فرود شو در دوزخ و بندهام را بر آور عرض كند خدايا من چگونه بدوزخ درآيم خدا فرمايد من بآن دستور دادم كه بر تو سرد و سلامت باشد، عرض كرد خدايا من جاى او را ندانم، فرمايد او در چاهى است از سجين، فرود شود و او را بر چهره بسته دريابد و بيرونش آرد، خداى عز و جل فرمايد اى بنده من چند در دوزخ بودى و مرا قسم ميدادى؟ عرض كند پروردگارا شماره آن را ندانم فرمايد بعزت خودم سوگند اگر نبود كه مرا بحق محمد و آلش درخواست كردى تو را در دوزخ مدتى دراز خوار ميداشتم ولى بر خود حتم كردم كه هيچ بندهاى از من بحق محمد و آلش خواهش نكند جز اينكه او را بيامرزم نسبت بدان چه ميان من و او است و امروز تو را آمرزيدم.