ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٩٤ - مجلس شصت و دوم
خوددارى كنند و بدنيا رشك نبرند و بخوشى آن شاد نشوند و از تنگى آن غم نخورند (١) اى شيخ هر كه از شبيخون نگرانست خوابش كم است چه شتاب دارند شبها و روزها براى عمر بنده پس زبانت در بند و سخنت بشمار كم گو جز در نيكى اى شيخ براى مردم بپسند آنچه براى خود پسندى و با مردم آن كن كه دوست دارى با تو كنند.
سپس رو بيارانش كرد و فرمود اى مردم نميبينيد كه اهل دنيا در هر بام و شام احوال دگرگونى دارند يكى بر خاك هلاك افتاده و ديگرى عيادت كند و يا عيادت شود و آن يك در جانكندنست و اميدى باو نيست و آن ديگرى ميان كفن است، طالب دنيا را مرگ در دنبال است غافلى كه از او غفلت نشود ماندها دنبال گذشتهها ميروند، زيد بن صوحان عبدى عرضكرد يا امير المؤمنين كدام زور چيرهتر و نيرومندتر است؟
فرمود هواى نفس، كدام خوارى خوارتر است؟ فرمود حرص بر دنيا كدام فقر سختتر است؟ فرمود كفر پس از ايمان، كدام دعوت گمراهكنندهتر است؟ فرمود آنكه دعوت بنيست كند، كدام عمل برتر است؟
فرمود تقوى، كدام عمل كاميابتر است؟ فرمود جستن آنچه نزد خداست؟ كدام رفيق بدتر است؟ فرمود آنكه معصيت خدا را برايت بيارايد، كدام خلق بدبختترند؟ فرمود آنكه دينش را بدنياى ديگر بفروشد كدام مردم نيرومندترند؟ فرمود بردبار، كدام كس بخيلتر است؟ فرمود آنكه مال حرام بدست آرد و در غير حق صرف كند، كدام كس زيركتر است؟ فرمود كسى كه راه حق از باطل بشناسد و بحق گرايد، كدام كس بردبارتر است؟ فرمود آنكه خشم نگيرد، كدام كس راى ثابتتر دارد؟ فرمود آنكه مردم از خود نفريبندش و دنيا بخود آرائى او را نفريبد، كدام كس احمقست؟ فرمود آنكه زير