ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٢١ - مجلس پنجاه و دوم
و گوش ..) هر چيز خود بخود پيش او دانسته است ميان او و آنچه داند دانشى فاصله نيست (علم حضورى چون علم انسان بخودش) اگر گفته شود بود مقصود ازليت وجود او است (نه اخبار از زمان گذشته) اگر گفته شود خواهد بود مقصود نفى نيستى مطلق از او است (نه اخبار از آينده او) منزه و برتر است از گفتار هر كه جز او را پرستد و جز او معبودى گيرد برترى بىاندازه او را سپاس گوئيم چنانچه از آفريدههاى خود پسندد و پذيرش آن را بر خود بايست داند و گواهم كه نيست معبود حقى جز خدا يگانه است، شريك ندارد و گواهم كه محمد بنده و رسول او است دو گواهى كه بالا برند و دو چندان كنند عمل را سبكست ميزانى كه از آن بردارندشان و سنگينست ميزانى كه در آن گذارندشان باين دو ببهشت كامجو شوند و از آتش رها گردند و از صراط بگذرند و بشهادتين ببهشت روند و با نماز برحمت رسند بسيار بر پيغمبر و آلش صلوات فرستيد زيرا خدا و فرشتگان بر پيغمبر صلوات دارند ايا كسانى كه ايمان آورديد رحمت طلبيد برايش و درود فراوان فرستيد ايا مردم شرفى برتر از اسلام نيست و كرمى عزيزتر از تقوى و پناهگاهى مصونتر از ورع و شفيعى ناجحتر از توبه و گنجى سودمندتر از دانش و آبروئى بلندتر از بردبارى و حسبى شيواتر از ادب و رنجى پستكننده كنندهتر از غضب و زيبائى آراستهتر از خرد و زشتيى بدتر از دروغ و نگهدارى بهتر از خموشى و جامهاى زيباتر از عافيت و غايبى نزديكتر از مرگ ايا مردم هر كه روى زمين راه مىرود بشكم آن فرو مىشود، شب و روز شتاب دارند در ويران كردن عمر، هر كس را رمقى در تن است خوراكى دارد و هر دانه را خورنده ايست و تو خود خوراك مرگى و هر كه طبع زمانه را داند از آمادگى غفلت نورزد