ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٩ - مجلس نود و چهارم
على اول كسى است كه از سلسبيل و زنجبيل نوشد و على و شيعيانش نزد خدا مقامى دارند كه اولين و آخرين بدان رشك برند، (١) ١١- يك روز رسول خدا ٦ بعلى ٧ كه نزد او مىآمد نگريست و بجمعى كه گردش بودند فرمود هر كه خواهد بجمال يوسف و سيماى ابراهيم و بهجت سليمان و حكمت داود نگرد بايد باين نگاه كند.
(٢) ١٢- فرمود على از منست و من از او، نبرد كند خدا با هر كه با على نبرد كند؟ لعنت كند خدا هر كه با على مخالفت كند، على بعد از من امام خلق است هر كه بر على ٧ تقدم جويد بر من تقدم جسته و هر كه از او جدا شود از من جدا شده هر كه بر او دريغ كند بر من دريغ كرده، من سازگارم با هر كه با او سازگار است و در نبردم با هر كه با او در نبرد است، دوستم با هر كه با او دوست است و دشمنم با هر كه او را دشمن است.
(٣) ١٣- ياسر گفت چون امام رضا وليعهد شد شنيدم دست بآسمان برداشت گفت بار خدايا تو ميدانى كه من در فشار و بيچارهام از من مؤاخذه مكن چنانچه از بندهات و پيغمبرت يوسف براى ولايت مصر مؤاخذه