ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٩٠ - مجلس بيستم
(١) ٢- رسول خدا «ص» فرمود شش چيز از من متعهد شويد و من براى شما بهشت را متعهدم هر گاه نقلى كنيد دروغ نگوئيد و وعده كه ميدهيد خلاف نكنيد و در امانت خيانت مكنيد و ديده بپوشيد و فرج خود نگهداريد و دست و زبان خود باز گيريد.
(٢) ٣- ابو الصلت هروى گويد چون مامون صاحبنظران اهل اسلام و ديانات يهود و نصارى و مجوس و صابئيه و ديگران را جمع كرد تا با على بن موسى الرضا مباحثه كنند هر كس قيام كرد او را محكوم ساخت و گويا سنگ در دهانش نهادند.
على بن محمد بن جهم پيش آمد و عرضكرد يا ابن رسول اللَّه شما معتقد بعصمت انبيائيد! فرمود آرى گفت چه ميكنى با گفته خداى عز و جل (طه ١٢١) آدم نافرمانى كرد و گمراه شد و گفته خدا (انبياء ٨٧) ذو النون گاهى كك خشمناك رفت و گمان كرد كه ما بر او توانا نيستم و گفته او در باره يوسف (٢٤) آن زن به وى همت گماشت و يوسف هم بدو همت گماشت و گفته او در باره داود (ص ٢٥) كمان كرد داود كه ما او را آزموديم و گفتارش در باره پيغمبرش محمد «ص» (احزاب ٣٧) در دل خود نهان كنى آنچه را خدايش عيان كند و از مردم ميترسى و خدا سزاوارتر است كه از او بترسى مولاى ما حضرت رضا فرمود واى بر تو اى على از خدا بپرهيز و پيغمبران خدا را بهرزگى نسبت مده و كتاب خداى عز و جل را به رأى خود دريافت مكن خداى عز و جل فرموده نميدانند تاويلش را جز خدا و راسخان در دانش اما اينكه خدا فرموده آدم عصيان پروردگارش نمود و گمراه شد.