ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧٨ - مجلس چهل و هفتم
(١) ٤- عبد اللَّه بن سنان از پدرش نقل كرده كه حضور امام باقر ٧ بودم يكى از خوارج خدمتش رسيد و گفت اى ابا جعفر چه را پرستى؟ فرمود خدا را گفت او را ديدى؟ فرمود ديدهها عيانش نبينند و دلها بحقيقت ايمانش دريابند بسنجش نتوانش شناخت و بمردم مانند نيست بنشانهها ستوده گردد و بعلامتها شناخته است در حكمش جور نيست آنست خدا نيست معبود حقى جز او، گويد آن مرد بيرون شد و ميگفت خدا داناتر است كه كجا رسالت خود را بنهد.
(٢) ٥- امام هشتم ٧ ميفرمود هميشه خداى تبارك و تعالى دانا و توانا زنده و قديم، شنوا و بينا بوده است فضل بن سليمان كوفى گويد عرضكردم يا بن رسول اللَّه مردمى گويند هميشه خدا دانا است بعلم و تواناست بقدرت و زنده است بحيات و قديم است بقدم و شنواست بسمع و بيناست ببصر، فرمود هر كه چنين گويد و بدان معتقد باشد با خدا خدايان ديگر شريك كرده و با ولايت، ما سر و كارى ندارد سپس فرمود هميشه خدا بذات خود دانا توانا زنده و قديم و شنوا و بيناست و برتر است از آنچه مشركان و مشبهه گويند بىاندازه.
(٣) ٦- محمد بن عماره از پدرش گفته است كه از امام صادق ٧ پرسيدم يا ابن رسول اللَّه بمن خبرده