ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٤٥ - مجلس هشتاد و يكم
وداع كنند گفتند يا ابن رسول اللَّه خوب مهمانى كردى و عطاى شايان دادى ولى به غلامانت دستور دادى ما را بر كوچ كمك نكنند؟ فرمود ما خاندانى هستيم كه در كوچيدن مهمان خود كمك ندهيم.
(١) ١٠- رسول خدا ٦ نزد جوانانى از انصار آمد و فرمود براى شما قرآن ميخوانم و هر كه گريست بهشت دارد و آيات آخر سوره زمر را تلاوت كرد و از وَ سِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ زُمَراً «برانند كافران را بدوزخ گروه گروه» تا آخر سوره، همه گريستند جز يكى كه عرضكرد يا رسول اللَّه من خود را بگريه زدم و قطرهاى از ديدهام نريخت، فرمود من باز ميخوانم و هر كه خود را به گريه زد بهشت دارد و بر آنها باز خواند و همه گريستند و آن جوان هم خود را بگريه زد و همه ببهشت رفتند.
(٢) ١١- على بن سالم از پدرش كه گفت از امام صادق ٧ پرسيدم كه يا ابن رسول اللَّه در باره قرآن چه گوئى؟ فرمود آن كلام خدا و گفتار خدا و كتاب خدا و وحى خدا و تنزيل او است و آن كتابى است عزيز كه باطل از پس و پيش در آن راهى ندارد و نازل شده از حكيم حميد.
(٣) ١٢- حسين بن خالد گويد بامام رضا گفتم يا ابن رسول اللَّه بفرمائيد قرآن خالق است يا مخلوق؟