ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢٣ - مجلس نودم
هفت اقليم را با آنچه زير افلاك آنها است بمن دهند و همه ساكنانش را با هر چه دارند بنده من سازند كه خدا را نافرمانى كنم در باره مورچهاى كه جوى از دم باز گيرم و بخاوم نپذيرم و نخواهم، دنياى شما نزد من پستتر است از برگكى در دم ملخى كه آن را ميجاود و كثيفتر است از استخوان خوكى كه مبتلاى خوره بدور اندازد و تلختر است بر دل من از حنظلى كه مريزى بجود و بو كند با اين وضع چطور رو كنم ببستههائى كه گرد آوردى و حلوائى كه گويا از زهر مار يا قى او ساختهاى، خدايا من از آن نفرت دارم چون نفرت كره اسب از داغ كردن، من باو ستاره سها نمايم، و او بمن ماه نشان دهد، از يك كركى كه از شترش افتد دريغ دارد و ميخواهد شتر خوابيده را يك جا ببلعد، آيا كژدمها را از آشيانه آنها برگيرم يا افعيهاى كشنده را در خوابگاهم ببندم مرا بگذاريد از دنياى شما بهمان نمك و قرصههاى نان جوم بسازم و بتقواى از خدا اميد رهائى داشته باشم على را چه كار با نعمتى كه فانى شود و لذتى كه گناهان ببار آرد من و شيعههايم پروردگار خود را ملاقات كنيم با چشمهاى تار و شكمهاى خالى تا خدا بيازمايد كسانى كه ايمان آورند و نابود كند كافران را و پناه بخدا از كردارهاى بد و صلى اللَّه على محمد و آله.