ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٣١ - مجلس نود و دوم
(١) ٢- زيد بن على بن الحسين ٧ اين آيه را خواند (كهف- ٨٢) و پدر آن دو كودك خوب بود و خدا خواسته مرد شوند و گنج خود را بر آرند سپس فرمود خدا آن دو كودك را بواسطه خوبى پدرشان حفظ كرد، كى است كه براى حفظ از ما شايستهتر باشد رسول خدا جد ما است، دخترش مادر ما است و بانوى زنانش جده ما است و اول مرد كه باو ايمان آورد و با او نماز خواند پدر ما است.
(٢) ٣- حجاج يحيى بن يعمر را خواست و باو گفت توئى كه معتقدى دو پسر على دو پسر رسول خدايند، گفت آرى و براى تو در اين باره قرآن دليل آورم گفت بياور، گفت بمن امان بده گفت در امانى، گفت مگر نيست كه خداى عز و جل ميفرمايد (انعام- ٨٤) باو بخشيديم اسحق و يعقوب را همه را رهنمائى كرديم و نوح را پيش از اين رهنمائى كرديم و از نژاد او است داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هرون و چنان پاداش دهيم نيكوكاران را.
سپس فرمود و زكريا و يحيى و عيسى، مگر عيسى پدر داشت، حجاج گفت نه گفت خدا او را در كتاب خود بوسيله مادرش فرزند ابراهيم خوانده است، گفت كه بتو آموخت كه مانند اين حديث را روايت كنى؟ گفت عهدى كه خدا از علماء گرفته كه علم خود را كتمان نكنند، (٣) ٤- رسول خدا ٦ فرمود چون مرا بآسمان هفتم بردند و از آنجا بسدرة المنتهى رساندند