ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٣٨ - مجلس هشتادم
(١) هر كه بيست و سه روزش را روزه دارد از آسمان نداء شود خوشا بر تو اى بنده خدا اندكى رنج بردى و نعمتى طولانى يافتى خوشا بر تو آنگاه كه بميرى بثواب بزرگ پروردگار كريمت رسى و همسايه خليل باشى در بهشت. هر كه بيست و چهار روزش را روزه دارد ملك الموت در صورت جوانى بر او درآيد كه جامه ديباى سبز پوشيده و بر اسب بهشتى سوار است و حرير سبزى كه با مشك اذفر آلوده است بدست دارد و بدستى جامى طلا پر از شراب بهشتى كه هنگام جان كندن باو نوشاند و تلخى جان كندن را بر او آسان كند و جانش را در آن حرير بهشتى پيچد و از آن بوى خوشى برآيد كه اهل هفت آسمان در بينى كشند و در قبرش سيراب ماند تا بر سر حوض كوثر رود.
هر كه بيست و پنج روزش را روزه دارد، چون از قبر برآيد هفتاد هزار فرشته او را برخورند كه بدست هر كدام پرچمى است از در و ياقوت و با آنها زيورها و جامههاى طرفه ايست و ميگويند اى دوست خدا زود خود را رها كن و بپروردگارت رسان، و او اول كس باشد كه در بهشت عدن با مقربان درآيد كه خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا، اين فوز عظيمى است.
هر كه بيست و شش روزش را روزه دارد خدا در سايه عرش برايش صد كاخ از در و ياقوت بسازد كه بر سر هر كاخى خيمه سرخى از حرير بهشتى است كه در آن در ناز و نعمت بياسايد و مردم گرفتار حساب باشند. هر كه بيست و هفت روزش را روزه دارد خدا گورش را بمسافت چهار صد سال راه وسعت دهد و همه را پر از مشك و عنبر كند.