ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٤٨ - مجلس پنجاه و پنجم
خداى جل جلاله رسيد اين نور نه از فرشته مقرب و نه از پيغمبر مرسل است اين نور طينت على بن ابى طالب است.
(١) ٧- امام باقر ٧ فرمود رسول خدا ٦ على را بيمن فرستاد و در آنجا اسب كسى از اهل يمن گريخت و با پاى خود بمردى لگد زد و او را كشت اولياء مقتول آن مرد را گرفتند و خدمت امير المؤمنين آوردند و بر او اقامه دعوى كردند صاحب اسب گواه آورد كه اسبش گريخته و آن مرد را زده و كشته على خون او را هدر ساخت اولياء مقتول از يمن نزد پيغمبر ٦ آمدند و از حكم على شكايت كردند و گفتند على بما ستم كرده و خون صاحب ما را هدر كرده پيغمبر فرمود على ستمكار نيست و براى ستم آفريده نشده ولايت و سرورى پس از من با عليست و حكم حكم او است و قول قول او، رد حكم و قول و ولايت او را نكند مگر كافر و حكم و قول و ولايتش را نپسندد مگر مؤمن، چون اهل يمن در باره على از پيغمبر چنين شنيدند گفتند يا رسول اللَّه ما بقول و حكم على راضى شديم، فرمود همين توبه شما است از آنچه گفتيد.