ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٦٠ - مجلس نود و چهارم
نكردى كه گرفتار آن شد.
(١) ١٤- ابراهيم بن عباس مىگفت نديدم امام رضا از چيزى سؤال شود مگر آنكه ميدانست و اعلم از او در زمانه نديدم مامون در هر سه روز او را با سؤال از هر چيز امتحان ميكرد و بوى جواب ميداد، همه سخن او و جواب او از قرآن بود و مثل از آيات قرآن مىآورد و قرآن را در هر سه روز يك بار ختم ميكرد و ميفرمود زودتر هم ميتوانم ختم كنم ولى بآيه نگذرم جز آنكه فكر كنم در آن و در اينكه براى چه نازل شده و در چه وقتى نازل شده و از اين رو در سه روز ختم كنم.
(٢) ١٥- حسين بن هيثم از پدرش نقل كرده كه مامون بر منبر شد تا براى على بن موسى الرضا بيعت ستاند گفت اى مردم نوبت بيعت شما با على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب است بخدا اگر اين نامها را بر كر و لال بخوانند بهبود شود باذن خدا.
(٣) ١٦- دعبل بن على خزاعى گفت خبر وفات امام رضا ٧ در قم بمن رسيد و قصيده رائيه خود را سرودم كه در آنست.
|
بنى اميه را بتوان عذر خواست گر كشتند |
ولى براى بن عباس عذر نتوان گفت |
|
|
اولاد حرب و بنو مروان و آل و تبارشان |
و بنو معيط همه كينهوران و بد نهاد بدان |
|
|
بر مسلمانى شما اسلافشان گشتيد و چون |
دست يافتند بر كفر بمجازات پرداختند |
|