ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣١٧ - مجلس پنجاه و دوم
داشت و باو گفت تو ميدانى كه ابجد يعنى چه؟ او تازيانه بلند كرد او را بزند گفت اى مؤدب مرا مزن اگر ميدانى كه هيچ و اگر نميدانى از من بپرس تا بتو بياموزم گفت تفسيرش را بمن بياموز عيسى فرمود الف آلاء خداست با بهجت خداست ج جمال خداست د دين خداست هوز ه هول دوزخ واو واى بر اهل دوزخ زاء زفير دوزخ حطى فرو ريختن خطاها است از مستغفران كلمن كلام خدا تبديل نشود سعفص پيمانهاى بپيمانهاى و جزاء بجزا قرشت آنان را فرو چيد و محشور كرد مؤدب گفت اى زن فرزند ترا ببر او دانشمند است و نيازى بمؤدب ندارد.
(١) ٢- عثمان بن عفان از رسول خدا ٦ پرسيد تفسير ابجد چيست؟ رسول خدا ٦ فرمود تفسير ابجد را بياموزيد كه همه عجائب در آنست واى بر عالمى كه تفسير ابجد را نداند عرض شد يا رسول اللَّه تفسير ابجد چيست؟ فرمود الف آلاء خداست و حرفى است از اسماء او باء بهجة خداست ج جنت و جلال و جمال خداست د دين خداست هوز ه هاويه است واى بر آنكه فرو شود در دوزخ و واى بر اهل دوزخ زاويه ايست در دوزخ و پناه بخدا از آنچه در زاويه است يعنى گوشههاى دوزخ حطى ح فرو ريختن گناه از آمرزشجويان در شب قدر و آنچه جبرئيل فرود آورد با فرشتگان تا سپيده دم ط طوبى بآنان و سرانجام خوش و آن درختى است كه خدايش كاشته و در آن از روح خود دميده و شاخههايش