ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٦ - مجلس نود و چهارم
اى انس اين كيست؟ گفتم على بن ابى طالب است گفت باو اجازه بده چون وارد شد فرمود اى على من سه بار بدرگاه خدا دعا كردم كه محبوبترين خلقش نزد او و خودم بيايد و بامن از اين پرنده بخورد و اگر در اين بار سوم نيامده بودى تو را بنام دعوت ميكردم عرضكرد، يا رسول اللَّه من بار سوم است كه آمدم و انس مرا برگردانده و مىگفت رسول خدا از پذيرش تو بكارى مشغول، رسول خدا فرمود اى انس چه تو را بر اين كار واداشت؟ عرض كرد من دعوت را شنيدم و خواستم شامل يكى از قوم خودم شود، چون روز احتجاج براى خلافت شد على مرا گواه خواست و كتمان كردم و گفتم فراموش كردم على دست بآسمان برداشت و گفت خدايا انس را به يك پيسى بينداز كه نتواند آن را از مردم نهان دارد.
سپس دستمال از سر برداشت و گفت اينست نفرين على ٧.
(١) ٤- رسول خدا ٦ فرمود هر كه ديگرى از اصحاب مرا بر على ٧ برترى نهد كافر است.
(٢) ٥- رسول خدا ٦ فرمود هر كه امامت على را پس از من منكر شود چون كسى باشد كه در زندگيم پيغمبرى مرا منكر است و هر كه پيغمبرى مرا منكر باشد چون منكر ربوبيت پروردگار عز و جل خويش است.