ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٢٥ - مجلس شصت و ششم
حملكننده آن را و كسى كه برايش حمل شود، (١) فرمود هر كه آن را بنوشد چهل روز نمازش قبول نيست و اگر بميرد و در شكمش از آن باشد بر خدا حق است كه از گل خبال باو خوراند و آن چرك و خون اهل دوزخ است و آنچه از فرج زنان هرزه در آيد و در ديگهاى دوزخ گرد آيد و دوزخيان از آن بنوشند و آنچه در شكم آنها است با پوستشان تافته شود، غدقن كرد از خوردن ربا و گواهى دروغ و نوشتن ربا، فرمود خداى عز و جل خورنده ربا و موكل آن و نويسنده و دو گواهش را لعن كرده، غدقن كرد از بيع و سلف با هم و از دو بيع در يك بيع و از بيع چيزى كه ندارى و از بيع بىضمانت عوض و از دست دادن با يهود و ترسا و گبر و از خواندن شعر و جستن گمشده در مسجد و از كشيدن شمشير در مسجد و از زدن بر روى حيوانات و از نگاه مسلمان بعورت برادر مسلمانش فرمود هر كه در عورت برادر خود تامل كند هفتاد هزار فرشته او را لعن كنند، غدقن كرد كه زن بعورت زن نگاه كند و از فوت كردن در خوردنى و آشاميدنى و از فوت كردن در جاى سجده و غدقن كرد از نماز خواندن مرد در گورستان و در راه و در آسيا و رودخانه و شترخان و بر پشت بام كعبه، غدقن كرد از كشتن زنبور عسل و از خال كوبيدن بروى حيوانات و از اينكه كسى بجز نام خدا سوگند بخورد، فرمود هر كه بغير خدا سوگند خورد در نظر خدا چيزى نيست و غدقن كرد از قسم خوردن بسورهاى از قرآن، فرمود هر كه بيك سوره از قرآن سوگند بخورد بشماره هر آيه قسمى بر او است هر كه خواهد ادا كند و هر كه خواهد فاجر باشد، غدقن كرد كه مردى