ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٨ - مجلس نود و چهارم
بر جنازه او حاضر باشند و بر هر كه آنان را دوست دارد حرامست بر يكى از اولادش نماز گذارد.
(١) ١٠- رسول خدا ٦ فرمود جبرئيل شاد و خرم نزد من آمد باو گفتم در اين شادى بگو بدانم مقام برادرم على بن ابى طالب ٧ نزد پروردگارش چونست؟ گفت اى محمد بدان كه تو را بسه پيغمبرى انگيخته و برسالت برگزيده در اين وقت فرود نيامدم مگر براى همين موضوع اى محمد على اعلى تو را سلام ميرساند و ميفرمايد محمد پيغمبر رحمت منست و على مقيم حجت من، دوستدارش را عذاب نكنم گر چه گناه من ورزد و بدشمنش رحم نكنم گرچه فرمانم برد، ابن عباس گويد پيغمبر دنبال آن فرمود روز قيامت جبرئيل نزد من آيد و لواء حمد را بدست دارد كه هفتاد شقه دارد و هر شقهاش از خورشيد و ماه پهنتر است آن را بمن دهد و من بگيرم و بعلى بن ابى طالب ٧ دهم، مردى گفت يا رسول اللَّه چطور على تاب حمل آن دارد و گفتى هفتاد شقه دارد كه هر كدام از خورشيد و ماه وسيعترند؟
رسول خدا ٦ خشم كرد و فرمود اى مرد روز قيامت خدا بعلى نيروى جبرئيل دهد و زيبائى يوسف و حلم رضوان و نزديك به آواز داود اگر نبود كه داود خطيب بهشت است آواز او را بوى مىداد