ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٩٥ - مجلس شصت و دوم
و رو شدن دنيا را بيند و فريفته آن گردد كدام مردم افسوسخورترند؟ (١) فرمود آنكه از دنيا و آخرت محروم است كه آن زيان آشكاريست، كدام مردم كورترند؟ فرمود آنكه عمل ريا كند و ثواب از خدا خواهد، كدام قناعت بهتر است؟ فرمود قانع بآنچه خدا باو داده، كدام مصيبت سختتر است؟
فرمود مصيبت در دين، كدام عمل پيش خدا محبوبتر است، فرمود انتظار فرج، كدام مردم نزد خدا بهترند؟
فرمود ترساتر و با تقواترشان و زاهدترشان در دنيا، كدام سخن نزد خدا بهتر است؟ فرمود كثرت ذكر و زارى و دعا بدرگاهش، كدام گفتار راستتر است؟ فرمود شهادت باينكه معبود حقى جز خدا نيست، گفت كدام عمل پيش خدا بزرگتر است؟ فرمود تسليم و ورع، چه كس گراميتر است؟ فرمود آنكه براستى در جبههها عمل كند.
سپس رو بآن پير مرد كرد فرمود به راستى خداى عز و جل خلقى آفريده كه دنيا در نظر آن تنگ است و از آن و كالاى آن روگردانند و مشتاق دار السلامى هستند كه خدا آنها را بدان دعوت كرده و بر تنگى معاش و ناراحتى صبر كردند و مشتاق آنچه نزد خداست شدند از كرامت و جان خود را براى رضاى خدا دادند و سرانجامشان شهادت بود و خدا را ملاقات كردند كه از آنها خشنود بود و دانستند كه مرگ راه گذشتهها و باقيماندهها است و براى آخرت خود جز طلا و نقره پس انداز كردند و بر صرف قوت صبر كردند و زيادى را پيش داشتند و راه خدا دوست داشتند آنان چراغ هدايت و اهل بهشتند و السلام.
آن شيخ گفت من كه بهشت را با تو و يارانت مينگرم آن را بگذارم و كجا بروم اى امير المؤمنين