ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٠٥ - مجلس سى و هفتم
بيخودانه پيش رفت تا در لجه خضراء افتاد، ابن عباس گفت زن جنيهاى بيرون شد و در كناره دريا ميرفت و ناگاه چشمش بر ابليس افتاد كه بر سنگ سختى در سجده است و اشكش بر دو گونه روانست و از روى تعجب نگران ابليس شد و گفت واى بر تو اى شيطان از اين سجده طولانى چه اميدى دارى؟ گفت اى زن خوب و دختر مردى خوب اميدوارم كه چون خدا بسوگند خود عمل كرد و مرا بدوزخ برد به رحمت خود مرا از آن خلاص كند.
(١) ٢- امام صادق ٧ فرمود چون روز قيامت شود خداى تبارك و تعالى رحمت خود را چنان پراكنده كند كه ابليس در رحمت او طمع كند.
(٢) ٣- امام صادق ٧ فرمود هر كه بد خلقى كند خود را عذاب كرده.
(٣) ٤- امام باقر ٧ فرمود هر كه را كج خلقى نصيب است ايمان از وى دريغست.
(٤) ٥- ابى سخيله گويد نزد ابو ذر رفتم و گفتم اى ابو ذر اختلافى پديدار بينم مرا چه فرمائى؟ فرمود ملازم اين دو باش، كتاب خدا و حضرت استاد على بن ابى طالب زيرا من از رسول خدا ٦ شنيدم كه او