ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٨٤ - مجلس شصت و يكم
خشنود شود راوى حديث گويد صندل آمد و بامام ششم عرضكرد يا ابا عبد اللَّه اين جوانان از قول شما احاديث ناستودهاى براى ما نقل كنند، فرمود چه حديثى؟ گفت از قول شما گويند خدا بخشم فاطمه خشم كند و برضاى او راضى شود امام ششم فرمود اى صندل مگر در ضمن روايات شما نيست كه خداى تبارك و تعالى بخشم بنده مؤمن خود خشم كند و بخشنوديش خشنود شود؟ فرمود چرا گفت تو منكرى كه فاطمه ٧ مؤمنه است و خدا بخشم او خشم كند و بخشنوديش خشنود شود؟ گفت خدا داناتر است كه رسالت خود را بكه عطا كند.
(١) ٢- برسول خدا ٦ خبر رسيد كه سعد بن معاذ مرده آن حضرت با اصحاب خود آمدند و دستور داد سعد را غسل دهند و خود بر در ايستاد و چون حنوط و كفنش كردند و تابوتش برداشتند رسول خدا بىكفش و رداء او را تشييع كرد و گاهى سمت تابوتش را ميگرفت و گاهى سمت چپ آن را بگورش رسانيد و خود ميان گور او رفت لحدش را درست كرد و خشت بر او چيده ميفرمود سنگ بمن دهيد و گل بدهيد و ميان خشتها را گل ميزد و چون تمام شد و خاك بر او ريخت و قبرش را ساخت رسول خدا ٦ فرمود من ميدانم كهنه مىشود و كهنگى باو سرايت ميكند ولى خدا دوست دارد هر كه عمل نمايد و محكمش