ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٨٥ - مجلس شصت و يكم
نمايد چون از قبرش پرداختند مادر سعد برخاست و گفت اى سعد بر تو گوارا باد بهشت رسول خدا فرمود اى مادر سعد آرام باش و با پروردگارت قطع مكن زيرا سعد گرفتار فشار قبر شد گويد رسول خدا ٦ برگشت و مردم برگشتند و بآن حضرت گفتند يا رسول اللَّه ما ديديم با سعد آن كردى كه با احدى نكردى تو بىرداء و كفش دنباله جنازهاش را رفتى فرمود فرشتهها بىردا و پاى برهنه دنبال او بودند و من بآنها تاسى كردم، گفتند راست و چپ تابوتش را گرفتى؟ فرمود دستم بدست جبرئيل بود و هر جا را ميگرفت ميگرفتم، گفتند تو دستور غسلش را دادى و بر او نماز خواندى و او را بدست خود در گور نهادى و باز هم فرمودى كه سعد فشار قبر دارد؟ فرمود آرى با خاندان خود بداخلاقى ميكرد.
(١) ٣- رسول خدا ٦ بابى درداء فرمود هر كه صبح كند تندرست و آسوده و خوراك آن روز را دارد گويا همه دنيا را باو دادند، اى پسر جعشم بس است از دنيا تو را آنچه رفع گرسنگى تو كند و عورتت را بپوشد و اگر خانه هم داشته باشى كه در آن جا كنى چه خوب است و اگر مركب سوارى هم داشته باشى به به و گر نه همان نان و كوزهاى آب و بيش از آن حسابش بر تو است يا عذابش.
(٢) ٤- هرون بن خارجه گويد امام صادق ٧ بمن فرمود از منزلت تا مسجد كوفه چه اندازه است؟