ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤١٤ - مجلس شصت و چهارم
ايستاده گفت
اللَّه اكبر.
(١) سپس بركوع رفت و دو كف خود را كه انگشتانش باز بود از دو سر زانو پر كرد و زانو را عقب داد تا پشت او هموار شد كه اگر قطره آبى يا روغنى بر آن ميچكيد نميلغزيد از بس پشتش هموار بود و گردن كشيد و چشمها خوابانيد سه بار بآرامى فرمود
سبحان اللَّه ربى العظيم و بحمده
و بايستادن برخاست و چون بر جا شد گفت
سمع اللَّه لمن حمده
و همان ايستاده تكبير گفت و دو دست را تا برابر رو بلند كرد و بسجده رفت و دو كف را كه انگشتانش بهم چسبيده بود ميانه دو سر زانو برابر روى نهاد و سه بار گفت
سبحان ربى الاعلى و بحمده
و چيزى از اعضاى بدن را بر هم نگذاشت و بر هشت عضو سجده كرد: پيشانى، دو كف، دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پاها كه اين هفت واجب است و سر بينى را بر زمين نهاد و اين سنت است و همان ارغامست سپس سر از سجده برداشت و چون بر جا نشست گفت
اللَّه اكبر
و بر طرف چپ نشست و روى پاى راستش را بر پشت پاى چپش نهاد و گفت
أستغفر اللّه ربى و اتوب اليه
و همان نشسته باز تكبير گفت و بسجده دوم رفت و همان گفت كه در سجده اول گفته بود و در ركوع و سجود هيچ عضو تنش از هم كمك نگرفتند و دستها را از زير تن بيرون داده بود مانند پر و دو ذراع بر زمين نگذاشته بود بهمين روش دو ركعت نماز خواند و فرمود اى حماد چنين نماز بخوان و رو بر مگردان و با دست و انگشت بازى مكن و بسوى راست و چپ آب دهن مينداز و نه پيش روى خود.