ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣ - مجلس چهارم
مجلس چهارم
روز سه شنبه سلخ رجب ٣٦٧ (٢) ١- سلمان فارسى (ره) گويد از رسول خدا «ص» پرسيدم وصى تو از امتت كيست؟ زيرا پيغمبرى مبعوث نشده جز آنكه از امت خود وصى داشته رسول خدا «ص» فرمود هنوز براى من بيان نشده من تا مدتى كه خدا خواست درنگ كردم و سپس روزى بمسجد در آمدم رسول خدا «ص» مرا آواز داد و فرمود اى سلمان مرا از وصى خودم كه از امتم باشد پرسيدى بگو وصى موسى از امت وى كى بود؟
گفتم وصيش يوشع بن نون بود پيغمبر تاملى كرد و فرمود ميدانى چرا باو وصيت كرد؟ گفتم خدا و رسولش داناترند، فرمود باو وصيت كرد زيرا پس از وى اعلم امتش بود، وصى من و اعلم امتم پس از من على بن ابى طالب است.
(٣) ٢- ليث بن ابى سليم گويد خدمت پيغمبر «ص» رسيدند على و فاطمه و حسن و حسين ٧ همه آنها ميگفتند من محبوبترم نزد رسول خدا «ص» آن حضرت فاطمه را در آغوش گرفت و على را بدوش و حسن را در سمت راست و حسين را بر سمت چپ خود سپس فرمود شما از من هستيد و من از شما.